خانه / ادبیات پایداری / ادبیات پایداری یا مقاومت

ادبیات پایداری یا مقاومت

ادبیات پایداری عبارت است ازآثاری که تحت تاثیر شرایطی چون اختناق واستبداد داخلی، نبود آزادی فردی واجتماعی، قانون گریزی وقانون ستیزی با پایگاه های قدرت، غضب، قدرت وسرزمین و سرمایه های ملی وفردی و … شکل می گیرند. بناراین جان مایه این آثار با بیداد داخلی یا تجاوز بیرونی از همه حوزه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادیریال اجتماعی و ایستادگی در برابر جریان ها ی ضد آزادی است.


ادبیات پایداری  و مقاومت
راه سرو ادبیات

مفهوم مقاومت، پایداری ودفاع، مفهومی عام در فرهنگ ملتهاست. این مفهوم کاملاً ارزش تلقی می شود زیرا یک واکنش غیرارادی در برابر تهاجم است. ادبیاتی که زاییده مفهوم مقاومت پایداری است درحوزه محتوایی وموضوعی به خلق اثر می پذیرد.


۱- توجیه حقانیت

۲- دعوت به مقاومت

۳- توصیف فاجعه

ویژگیهای کلی ادبیات پایداری و مقاومت

بین ادبیات مقاومت و پایداری با دیگر حوزه‌های ادبیات، گذشته از بیان هنرمندانه، ویژگیهای مشترک زیر به چشم می‌خورد:

۱ـ بهره‌گیری از نماد
آنچه این نوع ادبیات را به استفاده از نماد ناگزیر کرده است، نه فقط حاکمیت فضای اختناق، تهدید و ارعاب، که زیبایی، ایجاز و قدرت در رساندن مراد و مقصود بوده است.

۲ـ چهره انسانی عام داشتن
نمونه‌های شاخص و برجسته ادب پایداری هرچند نمودها و نمادهای قومی، منطقه‌ای و ملی را در خویش دارند، اما به دلیل آنکه زبان وجدان عام بشری هستند، همه انسانها در هر زمان و مکان می‌توانند با آنها ارتباط درونی بیابند. به دیگر زبان ادبیات پایداری، فرازمانی و فرامکانی است و هرکس در همه گاه و همه‌جا می‌تواند در آیینه آن آثار خود را بیابد یا چهره سیاه زشت‌کاران و اندوه نشسته بر چهره دردمندان و شکوه ایستادن و ستیز با بیدادگریها را در آنها تماشا کند.

۳ـ مشترکات ادبی، زبانی، فکری

آثار ماندگار و موفق ادب پایداری همچون آثار بزرگ ادبی در حوزه‌های دیگر، می‌توانند در قالب سبکهای گوناگون تجلی یافته، از نظرگاه و ساختهای گوناگون ادبی، زبانی و فکری تحلیل و ارزیابی شوند. این آثار از زیبایی های لفظی و معنوی سرشارند، از نظرگاه زبانی قابل تحلیل و تأمل‌اند و از نظرگاه فکری و اندیشگی، مضامین بلند و اصیل انسانی در آنها متجلی است.

معنی مقاومت و پایداری
مجله راه سرو

 توصیف و ستایش جان‌باختگان و شهیدان

مبارزان راه آزادی و ایثارگرانی که هستی خود را به میدان نبرد آورده‌اند و در شکنجه‌گاه یا میدان مبارزه جان باختند، نماد عظمت و افتخار و الگوی فداکاری هستند:

ای قهرمانان!
این خون شماست
در قلب من
که چون شهابها فرو افتاد
و عشق مرا انگیخت
کدام پیکر با این خون تطهیر نمی‌یابد.
(بخشی از شعر “شیپور شهیدان” از سن‍ّیه ـ صالح شاعر مشهور سوری، در کتاب خاکستر تمدنها، ص ۱۸)

و “حمید المختار” شاعر فلسطینی، در توصیف شکوهمندی شهادت شهیدان می‌گوید:
وقتی او را به چوبه اعدام بستند
و به سویش آتش گشودند
همگی در خون تپیدند
اما او هنوز بر پای ایستاده بود.
(بخشی از شعر “حمید المختار”، ترجمه محمدرضا ترکی، اطلاعات، ۱۱/۱۲/۱۳۷۱)

“آله خاندروگازه‌لا” شاعر و ترانه‌پرداز السالوادوری در سوگ “ویکتورخارا” ـ آوازخوان مقتول شیلی ـ می گوید:
او را در پرسه‌های بی‌پایان کولی‌وارش
درمی‌یابیم
که ترن‍ّم زنگدارش
چون ناقوس شبانگاهی
خواب مسموم قاره را آشفته می‌کند
او میراث بومیان پابرهنه
فرزند بی‌بدیل خلق لاتین
ویکتور خاراست
(درفکی، ۱۰۳ـ۱۰۲)

درباره ی rah_sarv1995

عباس وصالی مزین دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *